خرید بک لینک
+دو دقيقه خواستيم از خونه بيريم بيرون ديديم آلودست اومديم همون دو دقيقه رو تو خونه سپري كنيم ديديم زلزله اومد گفتيم خب پاشيم بريم از اين شهر بريم ديديم بعله...همه جا رو ويبره ست تصميم گرفتيم بريم از اين ديار ديديم عوارض زياد شده همين شد كه يه كوله پشتي با بطري آب و بيسكوييت و وسايل ضروري گذاشتيم كنار تختمون و حلاليت طلبيديم و به خواب رفتيم +جا داره خير مقدم عرض كنيم بازگشت غرور آفرين بلاگفايي (بر وزن كربلايي) الين جان رو:))) بيا باهم زخمي كنيم ؛))) +يكم فكر كنيم ميبينيم كه بلاگفا با حضور دكتر كاوه هنوز خودشو حفظ كرده و به اندازه كافي زحمي شده؛))) +خلاصه كه زخمي ميكرديم وقتي زخمي كردن مد نبود

برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 23:14

+تخم مرغ از نه هزار تومن شد بيست هزار تومن:)) يعني چي؟ يعني اگه خانوم مرغه روزي دوتا تخم بذاره در آمد روزانشون ميشه چهل تومن و تو يك ماه يك ميليون و دويست تومن درميارن:)) يعني درآمدشون از يه خانواده ي سطح متوسط جامعه بيشتره و تازه عاقا خروسه لازم نيست بره سر كار #مرغ _هم_نشديم +اين تبليغاي تلويزيونو ديدين شيش هفت تا پسر تو يه خونه دارن فكر ميكنن چي بخورن بعد ميرن كمپوت آناناس ميارن و يه ظرف سالاد كاهو تزئين شده ، اينا فتوشاپه باور نكنيد:))) ته تهش يا قليون ميارن ميكشن يا اگه از اون خونواده هاش نباشن پيتزا و اين داستا-.- پسرو چه به سالاد كاهو خورد كردن-_- مگه داريم؟-_- مگه ميشه؟-_- +در راستاي پشت كنكور موندن بايد بگم اصلا چيز حذابي نيست سعي كنيد به همون سال اول رضايت بديد:) +هنوزم نميتونم ادمين كانال قلمچي رو درك كنم كه موقع زلزله سوالات منتخب شيمي رو پست كرده بود:|||||

برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 23:14

شنيدين ميگن هروقت خواستي حرفيو بزني اول فكر كن بعد به زبون بيار؟

بعضي از اين دور و بريا انقدر طرز فكرشونم مشكل داره بايد بهشون گفت عزيزم

قبل اينكه فكر كني ، اول فكر كن، بعد فكر كن:))

+اگه مطلبو نگرفتين مشكلي نيست:)) اوني كه بايد ميگرفت گرفت

برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:11

علم و دانش اگر تا ثريا هم برود، بي شك والديني از سرزمين پارس  ما را به سمت آن پرتاب خواهند كرد:))) +ثريا هم شخص خاصي نيست لطفا نيايد سايز پاشو بپرسيد ، مرسي اه:)))

برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:11

+عاشوراي نود و شيشم تموم شد و طبق معمول هر سال آثار پلاستيكاي نذري عزاداران مومن در كنار خيابوناباقيست-_- +امسال هم مثل هميشه شب عاشورا در خانه ي خاله ي گرام بوديم +بايد سعي كنم بعضي از فاميلاي دورو حداقل سالي سه چهار بار ببينمشون چون وقتي سالي يبار يا اصلا يكسال درميون منو ميبينن ميبرنم زير ميكروسكوپ:| باز جاي شكرش باقيه كه نسبت به پارسال پيشرفت چشم گيري داشتم و از مرحله ي "چقد بيبي فيسي" به "ماشالا چقد بزرگ و خانوم شدي" ارتقاع پيدا كردم:))) +امسال تو يكي از مراسماي عزاداري تصميم گرفتم گريه نكنم و با دقت گوش كنم ببينم بقيه به چي گريه ميكنن و به اين نتيجه رسيدم كه بعضيا حاضرن هر حرفي بزنن كه بزور اشك آدمو در بيارن عمق فاجعه ام اين بود كه بعضي از روضه خوناي عزيز به ملودي آهنگاي ماكان بند و شادمهر و حتي ديده شده هايده و مهستي و حميرا متوسل شده بودن:||||| عمق فاجعه تر(!!) اونجا بود كه رو شيشه ي بعضي مغازه ها نوشته بود نوحه ي شاد و اسپورت رسيد:| اميدوارم سال هاي ديگه با اين اتفاقا محرمو زير سوال نبريم، باور کنید امام حسین انقد راضی به زحمت نیست:| +خب اينجا يادم نيست چي ميخواستم بگم-_- +آهان! از نقاط عطف اين روزهاام ديدن متهم رديف 14 بودكه كلي دلم براش تنگ شده بود ولي چه كنم كه جاي گازش

برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:11

*_*

ميگم يوقت زشت نباشه آجيلاي عيدمون پريروز تموم شد؟:))

+بله از اتاق فرمان هم اشاره ميكنن كه "كُلُّ شئٍ يرجع الي بلاگفا"=))

+ تاريخ سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ نويسنده مبینآ |


برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:11

+ مگه ميشه ماهيارو بگيريم از آب چشمه؟:)) + خيلي بده كه حس بد داشته باشي،حسي كه نتوني بگيش ،حسي كه يه مدت درگيرت كرده باشه ، مبهم باشه، يلخظه خوبت كنه و يلحظه حالتو بد كنه، يلحظه فكر كني تو بهترين حالت ممكن هستي و شادتريني و از همه چي خوشحالي ، يلحظه ام همه چي آوار شه رو سرت-_- ذهنتو پر كنه، "پر شدني" كه "سرريز شدن" واسش تعريف نشده باشه:)) + آدما رو تو دو جا ميشه شناخت، يكي تو مسافرت ، يكي ام موقع دربي:)) ولي جدا از اين بحثا فوتبالو فقط نگاه نكنيد، خيلي چيزا ميشه ازش ياد گرفت:))) +هواي تهرانم كه بازيش گرفته، اوايل مهر يهويي از كانال كولر انداختمون تو لوله بخاري ، الانم كه آتيش جهنم:| آدم نميدونه چي بپوشه واقعا-_- + اينارو ول كنين... اسم اون حسو چي بذاريم؟

برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:11

دل خراب من دگر خراب تر نميشود

كه خنجر غمت از اين خراب تر نميزند...

برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:11

از عمق افكار درون صفحه ي سفيد مقابلش به بيرون كشيده شد ، عينكش را جابجا كرد به ساعت مچي اش نگاهي انداخت و ادامه ي واكنش تجزيه ي نيتروگليسرين را نوشت...:))

برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:11

من كه ميدونم:)) آخر يه شب از ماه ميان دنبالم:))

زمين اصلا جاي قشنگي نيست...

برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:11

صفحه بندی